بسیاری از مدیران دچار این اشتباه می شوند که زمانی که تحولی شروع می شود، کارمندان خواهند فهمید که تغییری رخ خواهد داد و با آن کنار خواهند آمد. این حالت به ندرت اتفاق می افتد . چرا که تغییر موجب ترس و احساس از دست دادن چیزهایی را که با آن مانوس شده اند و... را می شود. برای کارمندان زمان می برد تا :1) معنی تغییر و تحول را درک کنند و 2) از طریق یک روش معنی دار با تغییر وارد عمل شوند. فهمیدن این موضوع که افراد تمایل به تطبیق پیداکردن با تغییرات از طریق تلاش های مرحله به مرحله را دارند ، بسیار مهم می باشد.
در اینجا به ذکر مراحلی می پردازیم که یک فرد در رویارویی با تغییر طی می کند:
مرحله 1: تکذیب
اولین استراتژی که افراد برای فائق آمدن بر تغییرات استفاده می کنند تکذیب این است که تغییر درحال اتفاق افتادن است ، یا تکذیب اینکه این تغییر ادامه پیدا خواهد کرد یا تداوم خواهد داشت. افراد در مرحله تکذیب تلاش می کنند تا از مقابله با ترس و عدم اطمینان تغییر مربوط به آینده دوری کنند. انها امیدوار هستند که مجبور به سازش با تغییر نخواهند شد. مرحله تکذیب ، مرحله مشکلی است چرا که در آن درگیر کردن افراد در برنامه های آینده ، زمانی که آنها قبول نمی کنند که آینده متفاوت از زمان حال خواهد بود، مشکل می باشد. افراد زمانی که می فهمند این چیزهای متفاوت، شاخص های ملموس و قابل اطمینانی هستند ، تمایل به حرکت از مرحله تکذیب را دارند. حتی با وجود این شاخص ها بعضی از افراد می توانند برای مدت زمانی در این مرحله باقی بمانند.
مرحله 2: خشم و مقاومت
زمانی که افراد دیگر نمی توانند تکذیب کنند که چیزی اتفاق افتاده یا در حال اتفاق افتادن است ، آنها تمایل به حرکت به مرحله خشم، همراه با مقاومت پنهانی یا بیرونی دارند. این مرحله با رابطه ای که با اجرای موفقیت آمیز تغییر دارد ، بحرانی ترین مرحله می باشد. رهبری در مرحله خشم مورد نیاز است تا به این کار کمک کند و افراد را به مرحله بعد حرکت دهد. اگر رهبری ضعیف باشد، خشم در این مرحله برای یک مدت نامعلوم تداوم می یابد.
مرحله 3: شناسایی و پذیرش
این مرحله، مرحله ایست که در آن افراد شروع به اتمام ترشرویی می کنند. آنها دیگر تکذیب نمی کنند و خشم آنها فروکش می کند. در این مرحله، آنها درک بهتری از معنای تغییر دارند و مایل به شناختن بیشتر و پذیرفتن تغییر هستند. آنها بیشتر روشنفکرانه عمل می کنند و اکنون علاقه مند به برنامه های حول محور تغییر و شرکت در فرآیندهای آن هستند.
مرحله 4: تعهد ، الزام
این مرحله ، مرحله به نتیجه رسیدن است، جایی که افراد ملزم به تغییر هستند و مایل به کار در جهت اجرای موفقیت آمیز آن می باشند. آنها می دانند که این یک واقعیت است و در این مرحله افراد به اندازه کافی آن را پذیرفته اند و آن را به کار می بندند.
نتیجه گیری:
1) فرآیند تغییر برای تثبیت شدن و کار کردن مقدار قابل ملاحظه ای زمان می برد .
2) زمانی که مقاومتی وجود ندارد نگران شوید. اگر این تغییر مهم است بدانید که افراد مقاومتشان را پنهان می کنند.و سرانجام این عکس العملی که قابل رویارویی نیست سازمان را نابود خواهد کرد.
نوشته:Robert Bacal ترجمه و تلخیص: سهیلا سلطانی
منبع: www.work911.com
